هنوز هیچ کاری نکرده و قدمی برنداشته یکماه از سال ٨٩ هم گذشت. چه سریع این عمر میگذرد. سال قبل تو همچنین روزهایی زندگی واسه من یه کابوس شده بود و نفس کشیدن از شکنجه هم وحشتناک تر بود. فکر انجام عمل جراحی و مشکلات بعدی اون تمام نوروز رو واسه من نابود کرده بود اما به هر حال تمام اون مشکلات تمام شد.
سال ٨٨ سال تغییرات عجیب و غریب بود. نه تنها برای من بلکه برای خیلی از این مردم. موج تغییرات همچنان ساحل زندگی رو داره می کوبه و معلوم نیست کی میخواد این دریا آروم بگیره. خدا بخیر بگذرونه