| نامه هفتاد و دوم |
| ساعت ۳:٥٦ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧ |
|
سلام از پس پرده نگاه کن به شطرنج زمونه هر کسی مثل یه مهره توی این بازی می مونه یکی مثل ما پیاده ... یکی صد ساله سواره یه نفر خونه بدوشه ... یکی ،دو تا قلعه داره یه طرف همه سیاه و یه طرف همه سفیدند روبروی هم یه عمره دارن ،ما رو دارن بازی میدن اونا که اول بازی ...توی خونه ی تو گم اند پیش پای اسب دشمن، اونهمه سرباز رو چیدند ببین امروزم تو بازی میون شاه و وزیرن ... هنوزم بدون حرکت ،پشت ما سنگر می گیرن تاج و تخت شاه دیروز در قلعه شون نمیشه بخیالشون که این تاج ،سرشونه تا همیشه یادشون رفته ،که اون شاه، که به صد مهره نمی باخت تاج رو ازسرش تو میدون، لشکر پیاده انداخت! اون که ما رو بازی میده اونه که مهره رو چیده... اونه که نه شاهه نه سرباز نه سیاهه ، نه سپیده.... از پس پرده نگاه کن !!!!
هنوز هم هوا اینجا غبارآلوده است .... چند شبه که صدای استیم اوت پتروشیمی کاویان خواب رو هم از کمپ ما گرفته ... یه جای سالم نذاشته این پروژه های پتروشیمی ... آلودگیش واسه ماست و پولش تو جیب صد سوراخ کدخدا! شعر بالا از جدیدترین آلبوم داریوش بود. بد آلبومی نیست .....
کلمات کلیدی: شطرنج زمونه ،داریوش
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|


