عدد ۶٠ هم طی شد ....
دوستت دارم...
سلام..
دیشب متوجه شدم که انگاری دستگاه بخارساز داره بیشتر باعث تنگی نفس میشه تا اینکه مجال نفس کشیدن به من بده! نمیدونم ساعت چند بود که مجبور شدم بلند شم و خاموشش کنم. قبل از خواب هم که داستان داشتم با این اسپری ها..... اساسی من رو به سرفه انداختند.... از اتاق بغلی تماس گرفتند و گفتند اگه مشکلی هستش بیایم کمک ... که من تشکر کردم و گفتم موردی بوده.
همچنان خیس شدن وجود داره اما نه به اون شدت قبل. اما تمام سرم خیس خیس شده بود... صبحها تا حوالی ۵ عصر خوبم اما تا خورشید میره که غروب کنه منم حالم بد میشه... نمیدونم اگه تومور دارم، کیست دارم و یا هر چیزی که هست چرا فقط زمستونها داره اینطوری آزارم میده؟ ازسال ٨۵ تا حالا همه سه ماهه یا بهتر بگم از آذر تا فروردین من داغونم .... دایم عفونت ریه و سرفه و تب و لرز ..... بعد همه چی مرتب میشه .... سرفه ها آروم میشن.... تب میره پی کارش ... منم هی وزن اضافه میکنم! یکی به من بگه این پس چیه؟
بگذریم .... الان مدتیه که کارم شده از بیماری و مریضی و درد نوشتن!
از فردا میخوام اینجا رو واست پر بارتر کننم با شعر، نقاشی و هر چیزی که قشنگه ....نمیخوام قبل از مردنم بمیرم....
پرنده رفتنی است .... پرواز را به خاطره بسپار
منم میخوام تا اون جا که میتونم بپرم....